
فلاسفه بصورت سنتی به موضوع عشق علاقه ای نداشته اند. به نظر آنها، بلاها و مصیبت های عشق بیش از حد بچگانه است و شایسته ی تحقیق نیست و بهتر است که این موضوع را به شاعران و مجنونان واگذارند. اما در میان فلاسفه، آرتور شوپنهاور از این بی تفاوتی حیرت می کند و نمی فهمد چگونه موضوعی به این مهمی در زندگی بشر مورد بی اعتنایی فلاسفه بوده است.شوپنهاور می گوید : عشق در هر ساعتی جدی ترین اشتغالات را برهم می زند، و گاهی برای لحظه ای حتی بزرگترین اذهان را فلج می کند. عشق بدون هیچ درنگی در مذاکرات دولتمردان و تحقیقات فضلا اختلال ایجاد می کند. عشق می داند چگونه یادداشت های عشقی و گیسوان خود را حتی به داخل مجموعه اسناد وزارتی و دستنوشته های فلسفی بلغزاند.مونتنی، اعتقاد داشت اذهان ما تابع بدن های ماست. او مثال م...
ادامه مطلب
دانشنامه روانشناسی مردمی - علیرضا نوربخش مقدم آلن دوباتن در جستوجوی راهی برای آشتی دادن فلسفه با زندگی روزمره است. سق&...
ادامه مطلب